ترجمه: رضا نصرآبادي (دبیر زیست شناسی و مدرس دانشگاه تربيت معلم سبزوار)
جغرافياي ايران در ارتباط با انتشار مارمولكها(Anderson 1999)
_4_11_ كپه داغ
منظور از كپه داغ در اين جا دو رشته از چين خوردگيهاست:
· چين خوردگيها و كوههايي كه در جهت شمال غربي – جنوب شرقي كشيده شده اند و گلول داغ ، كوههاي الله اكبر و هزار مسجد را كه تماماً بخشي از سيستم قفقازند در بر مي گيرد.
· چين خوردگيهايي كه ادامه ساختار البرز در خراسان بشمار مي روند و آلاداغ ، كوه بينالود و پشت كوه را شامل مي شود.
در شمال و شمال غربي كپه داغ كه راه براي نفوذ بادهاي مرطوب باز بوده و از بارندگي كافي برخوردار است زمينه اي براي رويش علفهاي يكساله و پوشش انبوه خشبي و درختان پراكنده اي نظير بلوط و ارس فراهم شده است ( Fisher 1968) درختزارهاي كم پشت و پراكنده استپي با گونه هاي بنه و بادام گستره وسيعي از كوهپايه هاي شمالي را در برگرفته اند ( Bobek 1968)
گونه هاي شناخته شده در محدودة مرزهاي ايران به قرار زيرند:
Laudakia caucasica caueasica, phrynocephalus helioscopus, Anguis fragilis, Ophisaurus apodus, Eublepharis turcmenicum.Cyrtopodion caspium.C. Spinincauda. Eremias nigroeellata.
E. strauchi kopetdaghica. E. velox velox. Lacerta chlorogaster. L. steineri. L. stngata.
Ablepharus bivittatus,A.pannonicus.
در سال 1994 آتايو ( Ataev etal 1994) گونه هاي زير را نيز فهرست كرده است :
Laudakia erythrogastra nurgeldievi, Trapelus sanguinolentus (Syn T. agilis). Mesalina wastsonana, Lacerta raddei. Chalcides ocellatus, Eumeces taeniolatus parthianicus, Varanus griseus caspius.
اغلب اين گونه ها در محدوده مرزهاي ايران بايد وجود داشته باشند.
2_4_12_ جزاير خليج فارس
جزاير خليج فارس در محدوده مرزهاي ايران ساختار طاقديسي زاگرس را دارند (kassler 1973) در مورد فون مارمولكهاي جزاير كه اغلب آنها در مجاورت سواحل ايران پراكنده اند تقريباً هيچگونه اطلاعاتي موجود نيست. مطالعة دقيق اين جزاير ممكن است بتواند چگونگي انتشار اين گونه ها در طول سواحل خليج را روشن كند. تعداد محدودي از مارمولكهاي شناخته شده همراه با نام جزايري كه جمع آوري شده اند در زير ذكر مي شوند.
(جزاير قشم و خارك) prostirus rupestris ( تنب بزرگ) Mesalina brevirostris Bunopus tuberculatus (جزيره قشم ) Acanthodactylus micropholis (جزيره هنگام ) M.watsonana يا M.guttulata (جزاير تنب بزرگ و قشم)
گونه هاي جزيره بحرين كه از نظر سياسي هويت مستقل و جدايي دارد به اين فهرست افزوده نشده اند. در سال 1971 گالاگر ( 1971 Gallagher) دوزيستان و مارمولكهاي اين جزيره را شناسايي كرده است. گونه هاي زير در اين فهرست بچشم مي خورند:
Trapelus jayakari,Uromastyx aegyptius , Bunopus tuberculatus ,Hemidactylus flaviviridis,H.persicus,Cyrtopodion scabrum, Pristurus rupestris,Stenodactylus arabicus ,S.slevini , S.khobarensis , Acanthodactylus schmidti , Mesalina brevirostris ,Scincus conirostris ,Mabuya aurata septemtaeniata.
ضمناً گزارشي قابل ترديدي دال بر مشاهدة U.thomasi نيز وجود دارد
همانگونه كه ديده مي شود اين جزيره از نظر فون مارمولكها با عربستان نسبت به فلات ايران خويشاوندي نزديكتري دارد.
2_5_ عوامل موثر در انتشار سوسمار(Anderson 1999)
(بوم شناسي و رفتار شناسي)
2_5_1_نوع خاک و بستر
بين انتشار محلي مارمولكها در آسياي جنوب غربي و نوع بستر زيستي آنها همبستگي قابل توجهي وجود دارد. درباره اين همبستگي قبلاً نيز تاكيد شده است ( S.Andrson 1968) و سزربارك نيز اين همبستگي را در مورد فون مارمولكهاي تركمنستان اخيراً نشان داده شده است ( Szczerbak 1994) برخي از مارمولكهاي ايران با زندگي در داخل يا بر روي تپه هاي شني ( ماسه اي) كه منشاء بادي دارند سازگاري پيدا كرده اند و يا حداقل به زندگي بر روي خاكهاي شني خو گرفته و كم و بيش در اين نوع مناطق محدود شده اند.از ميان گونه هاي شن زي يا شن دوست علاوه بر جنسهاي Teratoscincus.Scincus , Acanthodactylus و بسياري از گونه هاي جنس Ophiomorus گونه هاي زير نيز قابل ذكرند:
Crossobamon eversmanni, phrynocephalus interscapularis. P. mystaceus. Eremias acuirostris. E. grammica, E.lineolata, E.scripta
گونة Diplometopon zaruansi گونة شن زي محسوب مي شود. جنسهايي نظير Ophiomorus, Diplometopon هر دو در بستر شني زندگي مي كنند. از اين رو دست و پاي آنها بشدت كوتاه شده است. اين نوع سازگاري باعث سهولت حركت انواع جانوراني مي شود كه در اين نوع زيستگاهها زندگي مي كنند ساير گونه هايي كه در بالا ذكر شد داراي انگشتاني هستند كه با فلس هاي شانه مانندي تجهيز شده اند. اين نوع سازگاري در بيشتر گروههايي كه در بيابانهاي شني در سراسر جهان زندگي مي كنند مستقل از هم پديد آمده است. جنس Scincus و تا اندازه اي جنس Phrynocephalus طوري سازگاري پيدا كرده اند كه هم مي توانند شنهاي نرم را حفاري كنند و هم قادرند روي شن بدوند.
بنظر مي رسد گونه هاي جنس Laudakia در مناطقي كه بيرون زدگيهاي سنگ آهكي يا صخره سنگي دارند محدود شده اند.زيرا اين مناطق هم سطوح آفتابگير دارند و هم شكافهاي عميقي كه بتوان در آنها پناه جست.گونه هاي اين گروه به قرار زيرند:
Laudakia caucasica . L. erythrogastra, L.melanura, L. microlepis,L.nupta
اين نوع شرايط زيستگاهي و چه بارز مناطقي است كه مشخصاً در فلات ايران و ارتفاعات محيطي آن وجود دارد .
گونه هاي جنس Trapelus در دشتها ، دره ها و دشتهاي رسوبي پنجه اي در خاكهاي شني،لومي،رسي و سنگريزه اي زندگي مي كنند هنوز بخوبي معلوم نشده است كه كداميك از گونه ها بطور خاص در چه خاكي زندگي مي كند. اين مارمولكها عموماً در مجاورت سنگ پايه هاي كوچك نظير سنگهايي كه مردم محلي براي مشخص کردن حدود مرزهاي مزارع غلات بكار مي برند زندگي مي كنند. اين نوع سنگ پايه ها موضع مناسبي براي آنها فراهم مي كند كه بر منظر محيطي خود مسلط باشند، آفتاب گير به وجود مي آورند كه بتوانند خود را با نور آفتاب تطابق داده و دما را كنترل كنند، بعلاوه مي توانند در پناه سايه اين سنگها بخزند. اين گونه ها مي توانند از بوته ها و درختچه ها بالا بروند. وجود يا عدم وجود درختچه ها ممكن است در انتشار برخي از گونه ها عامل موثر باشد. اين نوع مناطق كه به وفور با رخنمونها و سنگهاي آبسوده آميخته اند در تسخير گونه هاي Laudakia قرار دارند. اما گستره اشغال اين دو زيستگاه كاملا مشخص است .
گونه هاي جنس Eremias,Phrynocephalus بعضي از خاكها را براي زيستن ترجيح مي دهند و تمايز اين ارجحيت كاملا مشخص است. بعنوان نمونه گونه هاي زير عموما دشتهاي باز و فراخ رسي و سنگريزه اي را ترجيح مي دهند:
Phrynocephalus helioscopus , P.ornatus , P.persicus , P.raddei ,P.scutellatus , Eremias faciata , E.intermedia ,E.nigrocellata ,Mesalina watsonana.
در حالي كه گونه هاي زير عموما در دشتهاي شني و استپي يافت مي شوند:
Phrynocephalus interscapularis ,P.mystaceus ,Eremias intermedia, E.lineolata
گونه هاي زير دامنه هاي خشك كوهستاني را ترجيح مي دهند:
Eremaias pleskei,E.strauchi
گونه Phrynocephalus maculatus هم در دشتهاي مسطح رسي و هم ماسه اي هر دو يافت مي شود. در انتشار محلي بسياري از گونه هاي لاسرتاها وجود شكافها، تركها ، سوراخها در خاكهاي رسي يا سنگريزه اي يا وجود حفره ها در گرماي شديد جان پناه مناسبي براي اين گونه ها فراهم مي كنند.
تعدادي از گونه ها كه صخره زي هستند از اين توانايي برخوردارند كه خود را هم در سطوح عمودي و ناهموار رخنمون و بيرون زدگي صخره ها و هم در زيستگاههاي كوهستاني وفق دهند. گونه هاي جنس Laudakia و شمار زيادي از گونه هاي كوچك Lacerta نظير انواع زير در اين ميان نمونه وارند:
Lacerta cappadocica, L.defilippii,L.raddei,L.valentini, L.zagrosica
اين مارمولكها با استفاده از زوايا و سايه هاي اين محيط زيست با گرفتن آفتاب دما را كنترل مي كنند و بسياري از شكافها و درزهاي زمين را براي مقابله با صيادان و يا گريز از گرماي شديد بعنوان پناهگاه مورد استفاده قرار مي دهند. در ميان گكوها، جنسهاي Crossobamon,Teratoscincus شن زي هستند و اين زيستگاهها را ترجيح مي دهند. بسياري از گونه هاي جنس Bunopus, Stenodactylus گرچه در زيستگاههاي شني ديده مي شوند اما اينكه تا حد ساير بسترهاي زيستي را پر مي كنند هنوز مشخص نيست.
جنسهاي Cyrtopodion. Tropiocolotes. Pristurus.Agamura عموما در شيبها و دامنه هاي سنگي، صخره سنگها و در شكافها و حفره هاي زير زميني و حتي در سكونتگاههاي انساني(بويژه در مورد گونه Cyrtopodion scabrum اين موضوع صحت دارد) ديده مي شود گونه Asacus elisae در حفره هاي درون نهشته هاي گچي و آهكي و گاهي مانند گكوي خانگي در منازل ديده مي شود. جنسهاي Ptyodactylus وHemidactylus به همين ترتيب به زندگي بر روي سطوح عمودي خود گرفته اند. انتشار ناپيوسته گكوهاي جنس Eublepharis بايد از نظر بوم شناختي مورد بررسي قرار گيرد. در خوزستان گونه E.angramainyu تنها از مناطق كوهپايه اي كه داراي نهشته هاي وسيع گچي بودند يافت شده است. انتخاب چنين زيستگاهي بوسيله اين گكوهاي بزرگ شايد به اين دليل باشد كه اين گكوها به حفره هاي گچي اين مناطق كه سرتا سر سال از آب پايدار برخوردارند و رطوبت نسبي بالا در آنها به خوبي حفظ مي شود و بسته اند.
ساختمانها و بناهايي كه بوسيله گچ و آجر ساخته مي شوند تنها براي گكوهاي ذكر شده در بالا زيستگاههاي ديگري فراهم مي كنند بلكه براي گونه هاي صخره زي نظير جنس Laudakia نيز زيستگاه مناسبي به شمار مي روند. اين مارمولكها اغلب به تعداد زيادي روي ديوارها، منازل و يادمانها ديده مي شوند.
در چنين مناطقي حشرات بعنوان طعمه بوفور يافت مي شوند كه بوسيله زيستگاههاي انساني، حيوانات اهلي يا گياهان كاشته شده جلب شده اند.
انتشار محلي گونه هاي ايراني جنس Uramastyx به خاكهاي رسوبي زهكشي شده محدود گرديده است. اين گونه ها در اين مناطق قادرند به راحتي سوراخهاي خود را حفر كنند. بر اساس گزارشات موجود گونه Uramastyx asmussi به زندگي در خاكهاي رسوبي سنگريزه اي تعلق خاطر نشان مي دهد در حالي كه U.loricatus خاكهاي رسي- سيلتي را ترجيح مي دهند. گونه هايي كه در آسياي جنوب غربي از بيشتري دامنه انتشار برخوردارند گونه هايي هستند كه بيش از همه بسترهاي زيستي يا زيستگاهها را به اشغال خود درآورده اند. گونه هاي زير نمونه وارند:
Varanus griseus.Eremias persica.Trapelus agilis.Mabuva aurata.Eumeces schneideri.
يا از گونه هايي هستند كه زيستگاههاي آنها از بيشترين پيوستگي برخوردار است. در اين ميان گونه Mesalina watsonane نمونه وار است.
تعداد زيادي از مارمولكها كه اغلب نيز جوان هستند در حاشيه مرزهاي جمعيتي ديده مي شوند.علت اين است كه اين جانوارن قادر نيستند قلمروهاي تشكيل شده بوسيله گونه هاي بالغ را به سادگي از چنگ آنها در آورند به همين دليل مجبور مي شوند در حاشيه و مرز اين قلمروها سكني گزينند و به طريق اولي نيز به آساني طعمه صيادان مي شوند.
انتظار بيشترين تغييرات فنوتيپيك را باي از اين گونه هاي جوان داشت. بعلاوه اين گروههاي حاشيه اي هستند كه گاهي زيستگاههايي را كه بوسيله اراضي نامناسب جدا شده اند تحت کنترل خود درآورده و جمعيتهايي را بوجود مي آورند. به همين دليل عينيت يافتن اينگونه لكه هاي ناپيوسته از تيپهاي انتشار زيستگاهي همانند«جزاير» كه نتيجه اثراتي مانند اثر كوچهاي غير متعارف در مسيرهاي غير معمول(انتشار كولي وار)[1]و اثر مهاجريت اوليه(اثر جمعيت بنيان گذار)[2] به سهولت قابل تصور است.
از آنجا كه جمعيت ها در واكنش در برابر تغييرات اقليمي دامنه انتشار خود را تغيير (پيشروي – پس روي) مي دهند وابستگي به بسترهاي زيستي ممكن است در يك يا چند حوضه به صورت يك عامل بازدارنده عمل كند.گونه هايي كه در دشتهاي شني پست زندگي مي كنند از نظر فيزيولوژيكي ممكن است قادر باشند كه با گراديان دما و يا رطوبتي كه بوسيله يك رشته كوه مرزي تحميل مي شود به مقابله برخاسته و يا سازش كنند اما اين كافي نيست زيرا ممكن است در عبور از گذرگاهها با صخره سنگها، اراضي لغزنده و نهشته هاي پنجه اي واقع در پيشاني كوهها روبرو گشته و با شكست مواجه شوند و پيشروي آنها متوقف گردد.
[ آخرین صفحه ] [ صفحه 4 از 29 ] [ صفحه بعد ]

